دموکراسی
  
 اصلاحات زنده است
 
فروردین 1386
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31
 
آرشیو

معافیت از خدمت سربازی معافیت از خدمت سربازی
هم کار یاد بگیرید، هم حقوق بگیرید و هم از خدمت سربازی معاف شوید
عاشقانه‌ترین فیلم‌های ۲۰۰۹
اگر به دنبال جدیدترین فیلمهای رمانتیک و عاشقانه هستید کلیک کنید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
چهارشنبه 15 فروردین ماه سال 1386
لبخند احمدی نژاد!!!

 
یکشنبه 12 فروردین ماه سال 1386
20 اردیبهشت روز تحریم اینترنت:(قدرت نمایی کوچک)

به دلایل زیر ما جوانان ایران زمین در ۲۰ اردیبهشت ماه اینترنت را تحریم می کنیم:

۱ـ محدود کردن اینترنت از قبیل فیلتر سایت و وبلاگ های سیاسی و چت روم های ایرانی و ...

۲ـ پایین بودن سرعت اینترنت در بسیاری از نقاط کشور

۳ـ بالا بودن هزینه استفاده از اینترنت در ایران

با این کار هم ضرر قابل توجهی را متوجه دولت(مخابرات) کرده و هم به دولت

قدرت مشارکت خود را در بسیاری از موارد دیگر نشان می دهیم.

http://morty007.blogfa.com/


 
شنبه 11 فروردین ماه سال 1386
ایران من:

<<چو ایران نباشد تن من مباد       بدین بوم وبر زنده یک تن مباد>>

 

 

 

اگر ایران به جز ویرانسرا نیست                   من این ویرانسرا را دوست دارم

اگر تاریخ ما افسانه رنگ است               من این افسانه ها را دوست دارم

اگر آب وهوایش دلنشین نیست                من این آب وهوارا دوست دارم

به شوق دشت های سرد وخشکش    من این فرسوده پارا دوست دارم

من این دلکش زمین را میپرستم     من این روشن سمارا دوست دارم

اگربرمن زایرانی رود زور                   من این زور آزمارا دوست دارم

اگر آلوده دامانید اگر پاک            من ای مردم شمارا دوست دارم


 
سه شنبه 7 فروردین ماه سال 1386
افسانه ی احمدی نژاد :
« بوژاداس: نسل کشی یهودیان یک واقعیت تاریخی میباشد یا خیر؟
احمدی نژاد: آنچه را که من گفتم این بود که اگر نسل کشی واقعیت داشته باشد پس اتفاق افتاده است. چرا باید فلسطینیها بهای آنرا بدهند؟
بوژاداس: شما می گویید اگر هولوکوست وجود داشته باشد یعنی برغم کار کارشناسان تاریخی شما مطمئن نیستید که واقعیت داشته است؟
احمدی نژاد: اگر یک واقعیت تاریخی است پس نباید محققین از مطالعه بر روی آن منع شوند. »

متن بالا بخشی از مصاحبه محمود احمدی نژاد با مجریان شبکه فرانس دو است که چندی پیش در کاخ سعدآباد انجام شد. در این مصاحبه موارد مهم زیادی برای بررسی وجود داشت.
ادعای احمدی نژاد به بی تاثیر بودن تحریمها بر اقتصاد و وضعیت معیشت مردم، دارا بودن دموکراتیک ترین حکومت دنیا و وجود آزادیهای کامل سیاسی و اجتماعی و محبوبیت بالای دولت نهم!

اما پرداختن به مسئله هالوکاست از آن جهت اهمیت دارد که این موضوع نه تنها تاکنون هیچ سودی برای منافع ملی ایران نداشته بلکه ، در میان اعراب و فلسطینی ها بخاطر ایجاد انحراف در مسئله فلسطین، نارضایتی بسیاری ایجاد کرده است.
اسرائیل هم با پوشش خبری سخنان احمدی نژاد بیشترین بهره تبلیغاتی را نصیب خود کرد و بار دیگر جهان جنایات نازیها علیه یهودیان به خاطر آورد و به توجه به شعار محو کشور اسرائیل حساسیت پرونده هسته ای ایران دو چندان شده است.

از همه اینها گذشته تناقض موجود در سخنان احمدی نژاد نیز حکایت دیگری است. او در مواجهه با خبرنگاران خارجی خواست خود را تنها بررسی تاریخی وقوع و عدم وقوع هالوکاست بیان می کند در حالی که در سخنرانیهای عمومی هالوکاست را افسانه می خواند.
تناقض گویی و تکذیب سخنان قبلی، پیش از این نیز انجام گرفته است. مثلا در مورد دیدار با جوادی آملی و تعریف ماجرای هاله ی نور که با وجود فیلم آن دیدار، در مصاحبه با خبرنگار CBS منکر بیان آن سخنان شدند.


 
یکشنبه 5 فروردین ماه سال 1386
اجماع جهانی علیه ایران
پس از حدود سه هفته تبادل نظر قطعنامه شماره 1747 شورای امنیت علیه ایران با پانزده رای و بدون حتی یک رای مخالف به تصویب رسید.
بر اساس این قطعنامه، صدور تسلیحات از سوی ایران ممنوع شده و از تمامی کشورها خواسته است تا وام تازه ای در اختیار ایران قرار ندهند.
این تحریم ها در پی عدم قبول خواسته های شورای امنیت توسط ایران به تصویب رسیده و دو ماه به ایران فرصت می دهد تا نسبت به تعلیق غنی سازی اقدام نماید در غیر اینصورت بار دیگر پرونده به شورای امنیت جهت تصمیمات جدید ارسال خواهد شد.

قطعنامه جدید محدودیت هایی را در زمینه سفر تعداد بیشتری از دست اندرکاران ارشد برنامه اتمی ایران قائل می شود و دارایی های چهره های کلیدی و موسسات وابسته به سپاه پاسداران را مسدود می کند.
پیش از این رهبر ایران نسبت به اقدامات تنبیهی علیه ایران هشدار داده بود. بنظر می رسد با ورود علنی ایشان به چالش هسته ای باید منتظر رویارویی بیشتری میان طرفهای درگیر بود.
از سویی ایران به هیچ وجه حاضر نیست در مورد فعالیتهای خود انعطاف نشان دهد و از طرف دیگر اجماع جهانی ایران را ملزم به تعلیق می نماید.

لغو سفر احمدی نژاد جهت حضور در جلسه شورای امنیت گرچه به عدم همکاری آمریکایی نسبت داده می شود اما آنرا می توان ناشی از حصول اطمینان مقامات ایران به تصویب قطعنامه به اتفاق آرا دانست.
با اینکه گفته می شد با عدم حضور احمدی نژاد، منوچهر متکی وزیر امور خارجه در این جلسه حاضر خواهد شد، ولی رسانه ها خبری از حضور متکی و حتی ظریف را در جلسه مخابره نکردند.
در هر حال با این اتفاقات ایران هم آمریکا را متهم به کار شکنی می کند و از سوی دیگر بهانه جدیدی جهت فشار مخالفات دولت احمدی نژاد فراهم نمی آید. در هر حال باید منتظر ماند و دید شرایط جدید مشخصا چه تاثیری بر اوضاع اقتصادی و به تبع آن اجتماعی-سیاسی ایران می گذارد

 
سه شنبه 29 اسفند ماه سال 1385
سیاهکاریهای مهرورزانه:
گرچه حس نوشتن از سیاست نیست اما وقایع اجتماعی و سیاسی معنی بهار و نوروز را نمی فهمند و هنوز هم خبرهای بد مثل آوار خراب می شوند روی سرمان.
هنوز هم منتظریم که خبر برسد که شادی صدر و محبوبه عباسقلی ز‌اده را آزاد کرده اند. درخبرگزاری های مختلف هم در پی وضعیت معلمان بازداشت شده ایم.
چند روزی به سال نو بیشتر نمانده و همچنان این صفت مسخره مهرورزی دولت نهم بیش از پیش آزار دهند شده است.

 
یکشنبه 29 بهمن ماه سال 1385
استقبال و انتقاد یک تحلیلگر از سخنان جدید

چند جمله عجیب احمدی‌نژاد!

یک کارشناس حوزه روابط بین‌الملل ضمن قدردانی از ملت ایران بابت حضور بی‌سابقه در راهپیمایی 22 بهمن و با تاکید بر این که «نمایش عظیم روز یک‌شنبه بی‌شک مؤلفه‌های اقتدار جمهوری اسلامی در چانه‌زنی با طرف‌های بین‌المللی را افزایش می‌دهد»، در عین حال نسبت به برخی از مطالب مطرح شده از سوی رئیس‌جمهور محمود احمدی‌نژاد در سخنرانی روز یک‌شنبه شدیداً ابراز تعجب کرد.

وی در گفتگو با خبرنگار سیاسی آفتاب ضمن تاکید بر این که فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای حق ایران و ضرورت توسعه و پیشرفت کشور است یادآور شد: «در عین حال باید بدانیم که احقاق این حق منوط به پیروزی دیپلماتیک بر جهان غرب در پرونده هسته‌ای ایران است که هم‌اکنون به مهم‌ترین مناقشه بین‌المللی تبدیل شده و بیش از هر موضوع دیگری در مذاکرات قدرت‌های بزرگ بر روی میز قرار می‌گیرد».

این کارشناس سیاسی ادامه داد: رئیس‌جمهور باید بداند که تک تک کلمات او بازتاب‌ بین‌المللی پیدا می‌کند و ممکن است حتی در مذاکرات سیاسی و در اقدامات حقوقی علیه جمهوری اسلامی مورد استفاده قرار گیرد. نمونه این امر اظهارات چند ماه قبل آقای احمدی‌نژاد درباره نابودی رژیم صهیونیستی است که از آن زمان تاکنون توسط تل‌آویو در اغلب مجامع بین‌المللی با هدف مظلوم‌نمایی مورد استناد قرار گرفته است و حتی سخنرانی بعدی احمدی‌نژاد که در آن گفت «ایران موجودیت هیچ کشوری حتی اسرائیل را تهدید نمی‌کند» نیز نتوانست آثار آن جمله را پاک کند. تا آن جا که این جمله در تیزرهای تبلیغاتی نومحافظه‌کاران آمریکا علیه ایران نیز به کار رفته است. بنابراین دکتر احمدی‌نژاد باید دقت کند که مطالب مطرح شده توسط وی باید حقوقی، سنجیده و مستند باشد.

وی با اشاره به یکی از جملات رئیس‌جمهور در سخنرانی روز 22 بهمن که گفته بود «وقتی مذاکرات و اسناد را می بینیم به تنها چیزی که اعتراف نکرده‌اند حق مسلم ایران از فناوری هسته‌ای است» یادآور شد: این جمله آقای احمدی‌نژاد ظاهراً از همان جملاتی است که درباره آن از مشاورین ایشان و وزارت خارجه نظرخواهی نشده است و می‌تواند بعدها حتی تبعات حقوقی و سیاسی برای ایران در پی داشته باشد.

این کارشناس حقوق بین‌الملل ادامه داد: واقعیت این است که تیم قبلی در پناه مذاکرات فشرده و تعامل با جامعه جهانی توانست اروپا، گروه هشت‌کشور صنعتی، شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و حتی آمریکا را وادار کند که به حق ایران در استفاده از انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای اذعان و اعتراف کنند. این حق در توافقنامه تهران [21 اکتبر 2003]، در چند قطعنامه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از جمله قطعنامه نوامبر 2004، در بیانیه اتحادیه اروپا و در تمام مذاکرات مورد اذعان و تاکید قرار گرفته است.

وی در توضیح بیشتر این مطلب افزود: تیم قبلی در پناه رویکردهای واقع‌بینانه تا آن‌جا پیش رفت که اروپا و گروه هشت کشور صنعتی را وادار کرد نه تنها به «حق» ایران اذعان و اعتراف کنند که «اعمال این حق» را نیز مورد تاکید قرار دهند. توافقنامه پاریس مهم‌ترین سند بین‌المللی است که در آن جهان غرب «اعمال حق ایران» در بهره‌برداری از انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای را نیز پذیرفته است.

این کارشناس در ادامه یادآور شد: «متاسفانه تاکید جهان غرب بر اعمال حقوق هسته‌ای ایران از جمله دستاوردهای بزرگ نظام در دو سال اول است که توسط دولت نهم به خوبی مورد بهره‌برداری قرار نگرفت در صورتی که استفاده حقوقی درست از آن و مفاد قطعنامه نوامبر 2004 (که در آن پرونده هسته‌ای ایران عملاً به حالت عادی بازگشت) می‌توانست در دالان مذاکرات دیپلماتیک تا اندازه قابل ملاحظه‌ای، زیاده‌خواهی آمریکا و اروپا را مهار کند». به گفته این کارشناس، انکار اعتراف بزرگ جهان غرب به «حقوق ایران و اعمال این حقوق» که ظاهراً با هدف انکار کردن دستاوردهای نظام در دو سال نخست انجام گرفته ناخواسته به اروپا و آمریکا در فشار به ایران کمک می‌کند.

این کارشناس حوزه روابط بین‌الملل همچنین درباره بخش دیگری از سخنان رئیس‌جمهور که در آن گفته بود «آنها خواسته‌های خود را تا به جایی بالا بردند که دولت ایران بدون اجازه مجلس پروتکل الحاقی را تصویب کرد» یادآور شد که اجرای پروتکل‌ الحاقی 2+93 سیاست کلان نظام بوده است که از شهریور 82 (بعد از قطعنامه سپتامبر 2003) در دستور کار قرار گرفته است. به گفته وی، حتی اعلام این تصمیم نیز پیش از آغاز مذاکرات هسته‌ای با اروپا توسط رئیس‌جمهور و وزیر خارجه وقت صورت گرفته است ضمن آن که اجرای این پروتکل برای یک مدت مشخص که بررسی آن در دستور کار مجلس قرار دارد به هیچ وجه با قوانین در تضاد نیست.

کارشناس مزبور در پایان ضمن استقبال از اظهارات رئیس جمهور درباره دستاوردهای نظام در 27 سال گذشته گفت: تاکید دولت نهم بر این که پیش از این دولت نیز در کشور کارهایی صورت گرفته است جای قدردانی فراوان دارد چرا که تاکنون مقامات دولتی به گونه‌ای سخن می‌گفتند که انگار زمین سوخته را تحویل گرفته و بهشت تحویل داده‌اند. از این زاویه باید این اظهارات دکتر احمدی‌نژاد را به فال نیک گرفت و آن را نشانه‌ای از تجربیات دولتمردان کابینه نهم دانست.

وی افزود: البته درباره برخی فرازهای دیگر سخنرانی رئیس‌جمهور از جمله درباره پیشنهاد ایشان در سازمان ملل، پیشنهاد مناظره به جرج بوش، توقف قدم به قدم فعالیت‌های هسته‌ای در گذشته و... نیز مطالب بسیاری قابل ذکر است که در طرح آن در وضعیت کنونی به نفع مصالح ملی نیست


 
چهارشنبه 13 دی ماه سال 1385
طالع بینی احمدی نژادی
 
احمدی نژاد معتقد است غرب به سوی نابودی حرکت می کند. در همین حال اعتقاد دارد به استناد سخنان مهمانان کنفرانس هولوکاست در کشورهای غربی خفقان حکمفرماست.
همچنین به اعتقاد رییس دولت نهم، ایران ظرفیت تبدیل شدن به کشور 300 میلون نفری را دارد.نکاتی پیرامون برخی از این سخنان که بیشتر به طالع بینی شباهت دارد در ادامه می آید:

«احمدی نژاد با اشاره به نشست هولوکاست در ایران و حضور دانشمندان در این نشست بیان داشت: این دانشمندان اظهار می‌داشتند که در کشور آنها خفقان وجود دارد.» [فارس]
برایم جالب است بدانم دانشمندان حاضر در کنفرانس هولوکاست از چه کشورهایی بوده اند حتما سوریه و لیبی و یا کره شمالی که در آن صورت کاملا سخنانشان بجاست.
اما درغیر این صورت جالب است که پاسخ دهند آیا مثلا در کشورهای هایشان با تجمع کارگران همانند برخوردی که با رانندگان اتوبوس واحد تهران شد رفتار می گردد؟
آیا وزارت علومشان دانشجویان را از دانشگاه اخراج و یا از ثبت نامشان جلوگیری می نمایند. آیا در کشور خفقان زده ی آنها روزنامه ها را بی دلیل و با دلیل تعطیل می کنند؟
آیا پاسخ اعتراض زنان متجدد و آزادی خواه را با باتوم و اسپری فلفل می دهند؟ ورود زنان به استادیوم های فوتبال ممنوع است؟ قانون به زنان نصف مردان حق می دهد؟ و در انتخاباتشان نظارت استصوابی وجود دارد؟ و صدها سوال دیگر.

«امروز نظامات استکباری و زورگو در جهان رو به اضمحلال هستند و در حالی که نمی‌توانند مسائل داخلی خود را حل کنند، برای سرپوش گذاشتن بر روند فروپاشی مشکلات خود، مسائل خارجی درست می‌کنند.» [پیشین]
حال باید از رییس جمهور پرسید که آقای احمدی نژاد چند جمله بالاتر خودتان درمورد کنفرانس هولوکاست در تهران گفتید. روزی هم نیست که از داستان فلسطین و لبنان و سوریه خبری نشنویم.
به کدام دلیل منطقی و در راستای کدام منفعت ملی این مباحث مطرح می گردد. آیا جز برای فریب افکار عمومی و گم شدن خواست مردم در هیاهوی اینگونه مسائل بی ارزش.

«رییس جمهور خطاب به کشورهای غربی گفت: باید بپذیرید که رو به نابودی هستید و راهی که شما انتخاب کرده‌اید چیزی جز سقوط و ذلت و هلاک به دنبال نخواهد داشت.» [پیشین]
پر واضح است که هر اضمحلال و سقوطی نیازمند نشانه هایی است.همچون نشانه های سقوط در حکومت دیکتاتوری اتحاد جماهیر شوروی. جالب است در موردعراق -مهمترین مدرک فروپاشی غرب!!- بدانیم که این جنگ اقتصاد درحال رکود آمریکا را شکوفا کرد و بسیاری از وقوع آن بهره برده اند و البته به بهای وقوع فجایع بسیار.
همچنین با نگاهی به آمار و ارقام متوجه می شویم سطح زندگی و خدمات اجتماعی در اروپا و آمریکا شمالی روز به روز در حال بهتر شدن است و پیشرفت و توسعه ی همه جانبه ی این کشورها غیر قابل انکار است.همچنین این کشورها به نسبت از نظر میزان آزادی های اجتماعی، سیاسی و مذهبی نیز نمره بالایی را کسب می نمایند.
در حالی که در ایران مدعی پیوستن به باشگاه اتمی جهان و کشورغنی از نفت و گاز، سالی بیش از 8 میلیارد دلاربنزین وارد می شود و در سرمای زمستان گاز بیش از نیمی از کشور قطع می گردد و به اعتراف معاون اول رئییس جمهور دو دهک پایین جامعه تنها قدرت خرید نان و ماست را دارند. [فارس]

نمی دانم آقای احمدی نژاد به چه اندیشیده و بر اساس چه معیارهایی سقوط و افول کشورهای غربی را پیش بینی نموده ولی امیدوارم که به واسطه ی امدادات غیبی و هاله نور نباشد که بنظر منابع معتبری نمی آیند.
باید امید داشت که این حرفها تنها جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد و برای مصرف داخلی. که اگر دولتمردان به این سخنان باور داشته باشند بیش از پیش باید منتظر عقب ماندگی و وارد آمدن خسارتهای بیشتر به کشور بود.

 
پنجشنبه 30 آذر ماه سال 1385
نتیجه ی بی اهمیت انتخابات !؟
آنچه که بیش از همه رسانه های نزدیک به دولت پس انتخابات اعلام می کنند بی توجهی به نتیجه ی حاصل در انتخابات است. اینگونه تبلیغ می شود که اصل حضور 60 درصدی مردم موفقیت برای دولت و نظام است و باقی ماجرا اهمیتی ندارد.
اما به واقع این "باقی بی اهمیت ماجرا" مشخص کننده ی جهت گیری مردم و احیانا تغییر فضای سیاسی جامعه است. همچنین این انتخابات می تواند نمره ی شهروندان به کارنامه ی یک سال و نیمه دولت نهم باشد.

از نتایج غیر رسمی اینگونه بنظر می رسد که اصلاح طلبان در سراسر کشور موفقیت نسبی بدست آورده اند و هواداران دولت با توجه به بسیج همه ی امکانات نتوانسته اند نتیجه دلخواه خود را کسب کنند.
سید محمد ابطحی در مورد واکنش رسانه های هوادار دولت نظر جالبی دارد. او معتقد است:«این دستپاچگی، خبر خوشی برای ما بود. معمولاً وقتی اطلاعات درستی از پیروزی دارند به این سرعت به جنگ روانی رو نمی آوردند.»

موضوع مورد توجه دیگر، سکوت خبری موجود است. صدا و سیما با اکراه و بدون اعلام تعداد آرای کاندیداهای خبرگان رهبری در تهران در ساعات پایانی شب از موفقیت خیره کننده ی هاشمی رفسنجانی خبر داد.
او به تنهایی و با فاصله قابل توجه ای اول است در حالی که محمد تقی مصباح یزدی، از مخالفان سرسخت هاشمی و هوادار دولت، با فاصله ای فاحشی در رده ی هفتم قرار دارد.
از سوی دیگر سهیلا جلودار زاده اصلاح طلب، به عنوان نماینده ی مجلس هفتم از تهران برگزیده شده. این موفقیت اصلاح طلبان و پیروزی هاشمی می تواند معیار موفقیت اصلاح طلبان در انتخابات شورای شهر تهران باشد که تاکنون کوچکترین خبری در مورد آن اعلام نشده است.

از بسیاری از شهرستانها خبر پیروزی اصلاح طلبان و یا مستقلها به گوش می رسد. در اهواز فرد شاخص لیست اصلاح طلبان داریوش ممبینی با اختلاف چشمگیری اول است.
در نه نفر اول نیز نام 5 نفر از کاندیداهای وابسته به جریان اصلاح طلبان و 2 نفر مستقل به چشم می خورد. از لیست رایحه ی خوش خدمت تنها 2 نفر در رقابت حاضر هستند.
جالب است بدانید در اهواز خانم آرزو بابادی فروشنده ی لوازم آرایشی بدون حضور در هیچ لیستی با رای نسبت خوبی در جای دوم قرار دارد. که این موضوع اعتراض سایتهای هوادرا دولت را هم در پی داشته است.
برای سومین دوره ی متوالی شورای شهر اهواز -البته به کمک جریانات قومی- در کنترل اصلاح طلبان قرار گرفت تا نشان داده شود جریان رفورم خواه در این منطقه و در میان اقوام مختلف ریشه دار است.

با تمام این اوصاف تنها نگرانی موجود احتمال تقلب در شمارش آرا است. تداوم سکوت رسانه ای بی سابقه و همچنین شایعاتی در مورد گم شدن صندوقهای رای، بیرون نمودن ناظرین کاندیداهای اصلاح طلب از حوزه های شمارش و خبرهایی از این دست، سلامت انتخابات را تحت شعاع قرار داده است.

 
چهارشنبه 8 آذر ماه سال 1385
لیست نهایی ستاد ائتلاف اصلاح‌‏طلبان و اعتماد ملی اعلام شد

روزنا: رییس ستاد انتخابات حزب اعتماد ملی امروز در کنفرانسی خبری در محل روزنامه اعتماد ملی لیست نهایی مشترک ستاد ائتلاف اصلاح‌‏طلبان و حزب اعتماد ملی در انتخابات شورای شهر تهران را اعلام کرد.

این فهرست با توافق حزب اعتمادملی و نیز دیگر احزاب اصلاح طلب از جمله حزب مشارکت، حزب کارگزاران، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و دیگر گروه‌های اصلاح‌طلب تنظیم شده است.

محمد زمانی قمی، رییس ستاد انتخابات حزب اعتمادملی نامزدهای لیست ستاد ائتلاف اصلاح‌‏طلبان و حزب اعتماد ملی در انتخابات شورای شهر تهران را بدین شرح اعلام کرد:

محمدعلی نجفی، وزیر اسبق آموزش و پرورش و معاون رییس‌‏جمهور سابق؛

معصومه ابتکار، رییس سابق سازمان حفاظت از محیط زیست؛

احمد مسجدجامعی، وزیرسابق فرهنگ و ارشاد اسلامی؛

اعظم نوری، شهردار اسبق منطقه 7 تهران؛

قاسم تقی‌‏زاده خامسی، معاون شهردار اسبق تهران؛

پیروز حناچی، معاون وزیر سابق مسکن؛

شهاب طباطبایی، از فعالان دانشجویی و نهادهای مدنی؛

الهه راستگو، عضو شورای مرکزی حزب اسلامی کار؛

هادی ساعی، قهرمان تکواندوی جهان؛

میرزا ابوطالبی، معاون وزیر سابق مسکن؛

علی دوستی، استاندار سابق کهگیلویه و بویراحمد،

کریمی، معاون سابق استاندار تهران،

‌‏افشین حبیب‌‏زاده، عضو هیات اجرایی خانه کارگر؛

سیدکامل تقوی‌‏نژاد، معاون وزیر سابق تعاون


 
چهارشنبه 8 آذر ماه سال 1385
افتضاح دیگر دولت نهم:
فیفا،فوتبال ایران را محروم کرد. خبر کوتاه است. به کوتاهی تمامی خبرهای نگوار. شاید از نظر برخی اهمیتش به میزان صدور قطعنامه ی نقض حقوق بشر در ایران نباشد اما در نزد افکار عمومی عمدتا جوان ایران این اتفاق یک افتضاح تمام عیار است.
فاجعه ای که کارگردانی و مدیریتش تنها و تنها توسط مردان احمدی نژاد صورت پذیرفت. دادکان، ریاست اسبق فدراسیون فوتبال و از حامیان رییس دولت فعلی در دوران انتخابات و علی آبادی معاون احمدی نژاد و رییس سازمان تربت بدنی بازیگران اصلی این تراژدی بودند.

نمایش هنگامی آغاز شد که دولتمردان ایران تصمیم گرفتند در اقدامی "پوپولیستی" دادکان را برکنار نمایند و اینگونه القا کنند که مسولیت ناکامی فوتبال ایران در جام جهانی به عهده ی او می باشد.
آنان سعی نمودند تصاویر حضور ریاست دولت و معاونش را در تمرین تیم ملی از خاطره ها بزدایند و هیچکس پاسخ نداد که آن همه ادعا در مورد صعود تیم ایران به دور دوم و بدتر و خنده دار تر از آن وعده ی حضور در چهار تیم اول جهان در دوره ی بعدی توسط احمدی نژاد بر اساس کدام منطق و دلایل بیان شده بود.

دولت به مثابه ی مسوول اول مملکت در مقابل ناکامی ها و ناتوانی ها ترجیح داد در اقدامی انقلابی* و بدور از روحیه ی محافظه کاری* ، فرصت تاریخی دولت نهم* را مغتنم بشمارد و به معنای کامل کلمه به فوتبال ایران و حیثیت ملی ایرانیان، گند بزند.
مشکلی که بشکل قانونی قابل حل بود حالا حتی به مدد "هاله ی نور" نیز رفع نمی شود. دادکان اعلام کرده بود پس از جام جهانی استعفا می دهد اما حکم برکناری او صادر شد تا معاون مالی شهرداری تهران که امروز به میمنت ریاست جمهوری شهردار سابق بر مسند ریاست سازمان تربیت بدنی نشسته است، حکم تبرئه ی خود و رییسش را بگیرد.
اما این تمام ماجرا نیست. دخالتهای پی در پی در تصمیمات فدراسیون فوتبال و سوء مدیریتهای مدیران پیشین و فعلی در نوع و شیوه ی مدیریت فوتبال ایران مزید علت شد تا فیفا تصمیم بگیرد تیم های فوتبال ایران را در همه ی رده ها محروم نماید.

باید دید در پی این اتفاق آیا عقلانیت و خردورزی پیشه خواهد شد و یا بمانند اکثریت امور جاری شعار زدگی و بی خردی حرف اول را خواهد زد. عرصه ی ورزش، صحنه ی تعامل و تقابل است. تنها به واسطه ی حضور مستمر در رقابتهای بین المللی می توان به پویایی و سرزندگی آن کمک نمود.
اینبار نه موضوع غنی سازی مطرح است و نه کیک زرد کمکی می کند، حتی P2 و راه اندازی سانتریفیوژهای هم فایده ای ندارد. می توان تئوری پردازی کرد و دست اسرائیل و آمریکا را در این ماجرا یافت، حتی می شود مدعی بود که "کار، کار انگلیسی ها است"، اما این چاره ی جوانانی نیست که عاشق مستطیل سبز و توپ گردند.
یا باید به شرایط فیفا تن داد، شرایطی که مطمئنن فوتبال ایران را از مدیریت ناکارآمد و سیاسی آن تا حدی رها می کند و شاید نقطه عطفی برای فوتبال ایران باشدو یا به محاق انزوا خزید

 
پنجشنبه 2 آذر ماه سال 1385

بنویس اگر شهامتش را داری!در مصاحبه ی خبری هفته ی پیش آقای احمدی نژاد شنیدم که ایشان در صدد نوشتن نامه ای به ملت آمریکا و هم چنین انعکاس دیدگاه های مردم ایران هستند.ذکر چند نکته را برای ایشان ضروری دانستم:

آقای احمدی نژاد،

رئیس جمهور مهرورز و عدالت جو،

ضمن عرض خسته نباشید،راستش اگر خواستی از اول انقلاب به این ور را به نگارش در آوری و دست آوردهای نظام جمهوری اسلامی ایران برای ایران و مردم جهان را متذکر شوی،لطفا آن چیزهایی را که من می گویم را هم بنویس:

بنویس که در همان ابتدای روی کار آمدنمان با فتح دیوارهای سفارتتان،به شما و جهانیان نشان دادیم که هیچ کدامتان را قبول نداریم؛ بنویس که اگر عراق آغاز کننده ی جنگ بود،ما ادامه ی دهنده آن بودیم و لذت می بردیم از این که جوانان کشورمان را بیخود و بی جهت 6 سال اضافه تر بفرستیم خط مقدم تا کشته شوند؛

بنویس که در سال های 61 و 67 عده ای را که با ما سر سازش نداشتند را بی هیچ دادگاه عادلانه ای به اعدام محکوم کردیم و سپس در گورهای دسته جمعی خاکشان کردیم،نظیر جنایت همین صدامی که حال خود به اعدام محکوم شده است؛ بنویس که هنگامی که آقای خمینی مرد چه جنگ قدرتی به راه افتاده بود و بالاخره از میان مدعیان ،شمشیر چه کسی به نشانه ی پیروزی بالا رفت؛ بنویس که پروانه و داریوش فروهر و پوینده و مختاری را،که نزدیک به هشتمین سالگرد کشتار وحشیانه اشان هستیم،چرا کشتیم؛ بنویس که با فریادهای آزادی خواهانه ی جوانان در 18 تیر،به خود لرزیدیم و هیچ چاره ای نداشتیم جز گرفتن دلاوران آن حماسه؛ بنویس که عشقمان کشید اکبر گنجی ای را حال پس از 6 سال زندانی بودن شیپور بی آبرویی ما را در جهان جار می زند،بگیریم و شکنجه اش کنیم؛ بنویس که چگونه از افشاری ها و پورزندها و ... اعتراف گرفتیم؛ بنویس که در زندان به زهرا کاظمی تجاوز کردیم؛ بنویس که زنان خود را سنگسار می کنیم؛ بنویس که فرزندان را از مادران خود چگونه جدا می کنیم؛ بنویس که چگونه از جعبه ی شعبده بازی رهبر معظم انقلاب بیرون آمدم؛ بنویس که چگونه رابین هود بازی در آوردم و نان نفت را از سفره ی چه کس و کسانی برداشتم و بر سر سفره ی خود و دوستان زیبایم گذاشتم؛ بنویس که در زمانی که جان اکبر محمدی را در زندان گرفتیم،من نگران 1% انسان های زندانی شما بودم؛ بنویس که هم وطنانم برای جان سالم به در بردن مجبور به ترک وطن و پناه آوردن به شما و کشورتان هستند؛ بنویس که عدالت تو در این است که کیانوش سنجری زیر کتک های باز جوهایش فریاد می زند"مرا می خواهند بکشند"...

همه ی این را بنویس...

اگر شهامتش را داری...


 
سه شنبه 30 آبان ماه سال 1385
احمدی نژاد تحت دستور یک نفر.!!!


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 10428


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها